گوگول اسمی اشنا در ادبیات روسیه و همین طور در داستان نویسی هست.
بلینسکی او را پدر نثر روسی می نامد و تورگنیف می گوید " ما همه از زیر شنل گوگول بیرون امده ایم" فرانک او کانر به او لقب پدر قصه کوتاه می دهد .
قصه های گوگول ساده تر از انست که هر کسی دوستش نداشته باشد و از خواندنش لذت نبرد ، اما علیرغم این سادگی ظاهری ، نکات باریک و عمیق پنهان در انها انچنان فراوان است که در نظر اول بسادگی از جلو چشم می لغزند و از توجه بدور می مانند.
ادم های قصه های گوگول از اسمان فرود نیامده اند ، نه شیطانند و نه فرشته . نمی شود قابشان کرد و به دیوارشان اویخت . نمی شود میان سطور کتاب محبوسشان کرد و در قفسه جایشان داد. اهسته و ارام ، بی سرو صدا ، از لای صفحات کتاب بیرون می خزند و وارد زندگی خواننده می شوند.
ادم های قصه گوگول زنده هستند و زندگی می کنند.


داستان های گوگول بیشتر از یک بار خواندن را طلب می کند چرا که این داستان ها ، داستان های عمیق ولایه لایه هستند و با یک بار خواندن شما فقط می توانید ظاهر داستان را درک کنید.

تقریبا تمامی قصه های اقای گوگول را در نظر بگیرید: وجه مشخصه شان کدام است؟ هر یک از قصه هایش چیست؟ کمدی سرگرم کننده ایست که با هیچ و پوچ شروع می شود و با هیچ و پوچ ادامه می یابد و به اشک ختمم می شود و در پایان ، زندگی نام می گیرد . قصه هیاش همگی اینطورند : اولش سر گرم کننده ، سپس غم! زندگی خودم ما هم چنین است ....

وفاداری مطلق داستان های اقای گوگول به زندگی بستگی نزدیکی با سادگی قصه نویسی دارد . او زندگی را بزک نمی کند ، و چرکین تر هم نشانش نمی دهد؛ خوشحال می شود از اینکه هر چه زیبایی و انسانیت در انست نشان دهد ، و در عین حال ذره ای هم زشتی اش را مخفی نمی کند . در هر دو مودر ، چه مورد اول و چه مورد اخر ، نهایت درجه به زندگی صادق است. این تصویر حقیقی زندگییست ، جائی که هه چیز از توضیح اصل و نسب گرفته تا چین و چروکهای روی صورت با شباهتی تعجب اور ترسیم می شود.



**** منبع : بخش هایی از مقدمه کتاب یادداشت های یک دیوانه

برای خواندن داستان های گوگول می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید.


نظرات()   
   
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic